كار زبان‌شناسي هم فراموش نشده بود. نيلوس دياسورينوس رساله‌اي در باب دستور زبان‌، سخنوري و منطق نوشت‌؛ مليتنيوتس يك واژه‌نامه‌ٴ كاني‌شناسي تأليف كرد. با ارزش‌ترين كارها براي دفاع و انتشار فرهنگ يوناني كار مترجمان و انسان‌گراياني از قبيل سيمئون آتومانوس‌، مانوئل خريسولوراس‌، مانوئل پالئولوگوس و گميستوس پلِتو بود. همه‌ٴ اينان به غرب سفر كردند و خواه‌ناخواه نه‌تنها سفيران آيين بيزانس‌، بلكه هلنيسم هم بودند. آنان براي پيشگامان‌ انگشت‌شمار انسانگرايي لاتيني درهاي بهشت يوناني را گشودند .
آتومانوس براي اوربانوس ششم كار مي‌كرد و كتاب مقدس و سرگذشت مردان نامي پلوتارك را ترجمه كرد؛ خريسولوراس به ترجمه‌ٴ جمهوري افلاطون پرداخت و در فلورانس تدريس كرد. اگر از ما بپرسند، چه وقت انسانگرايي يوناني در غرب آغاز شد، شايد بهترين جواب اين باشد، در سال‌هاي 1397 ـ 1400 و با همين درس‌ها آغاز شد. مقارن همان زمان (1399 ـ 1402) امپراتور تيره‌بخت مانوئل پالئولوگوس از دربارهاي ايتاليا، فرانسه و انگلستان ديدار كرد، به اميد آن كه كمكي در مقابله با تركان به‌دست آورد؛ او در اين كار شكست خورد، ولي توانست علاقه‌ٴ غرب را به فرهنگ يوناني احيا كند. يك گروه كوچك ولي مستعد و نيرومند نوزايي يوناني را دنبال كردند. اينان عبارت بودند از گميستوس پلِتو (حدود 1356 ـ 1450) و شاگردان‌ خريسولوراس‌. اين شاگردان لاتيني بودند و بحث از كارهايشان موضوع تازه‌اي است ـ معلومات‌ يوناني در غرب‌.
يوناني در غرب‌. بار ديگر به تفاوت عظيم ميان يوناني و لاتيني توجه كنيد. يوناني زباني زنده‌ بود، مسلماً بسيار زنده‌؛ وقتي يوناني را در سده‌ٴ چهاردهم مورد بررسي قرار مي‌دهيم طبعاً نخستين توجه ما به نويسندگان بومي خلاق است‌. برعكس‌، لاتيني تا حد زيادي يك زبان‌ تصنعي بود. يوناني براي غيريونانيان تنها بخش كوچكي از فصل يوناني ماست‌، حال آن‌كه‌ لاتيني براي غيرلاتينيان همه‌ٴ فصل لاتيني است‌.
نخستين فاضل غربي عصر جديد كه معلومات شايسته‌اي از يوناني به‌دست آورد، بوكاچيو بود. وي توفيق اين را يافت كه از تعليم لئونزيو پيلاتوي كالابريايي برخوردار شود. معلومات‌ خود پيلاتو خام ولي بومي و روان بود و اين بسيار خوب بود.1 وي نخستين معلم يوناني در فلورانس (1360 ـ 1362) و احتمالاً در سراسر اروپاي باختري بود. معلومات زبان‌شناسي او برحسب معيارهاي امروزي بسيار ناقص بود، ولي وي آغازگر بود؛ وي اديسه و ايلياد هومر را شرح كرد و پترارك را در خواندن ايلياد ياري كرد. قبلاً از تدريس خِريسولوراس در همان شهر در


1. نخستين معلمان زبان بايد مانند مادرانمان بي‌قيد و سليس باشند، نه مثل استادان فضل‌فروش بادقت و سختگيري جوانيمان را تباه كنند.